محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
489
خلد برين ( فارسى )
بسم الله الرحمن الرحيم و به ثقتى گفتار در خونبار شدن كلك وقايع نگار به ذكر واقعهء شهادت شاهزادهء خورشيد لقا سلطان حيدر ميرزا و وقايعى كه بعد از آن روى نمود تا هنگام جلوس اسماعيل ميرزا اگر به هنگام تقرير اين واقعهء غمافزا خامهء داستان پيرا گريبان چاك زند روا و اگر آب حيات معانى در ظلمات دوات سياهپوش به جوش و خروش درآيد بجا خواهد بود ، نظم : زبان شكستهترم از قلم نمىدانم * كه شرح آن به كدامين زبان كنم تقرير چون گردش چرخ دولابى هر روز يوسف مهر جهان افروز را از چاه تيرهء شب به جهت زادن مطلبى كه مادر زمانه به آن آبستن باشد برآورده به بازار روزگار مىرساند و سپهر كج رفتار به قاعدهء پايدار خود تا آفتاب دولتى را به مغرب زوال نمىبرد كوكب اقبال